كروسينسكى ( مترجم : عبد الرزاق دنبلى " مفتون " )
54
سفرنانه كروسينسكى ( فارسى )
و انجاح مطالب و مقاصد شما را * متعهد مىشوم . افاغنه متوجه كرمان بودند . پس از وصول مكتوب خان حويزه ، محمود امرا و اعيان خود را جمع كرده ، به آواز بلند مكتوب را در ميان ايشان خواند و در ميان اعيان خود مشورت كرد . * بعضى تصديق و بعضى تضعيف حال قزلباشيه را يقين كردند و گفتند اين فتح و ظفر از يارى و مددكارى پروردگار به ما داده ، * معاودت ( 90 ) به وطن مناسب نيست . * همان دم محمود در ميان جمع گفت كه دولت قزلباشيه عبارت است از شهرت كاذبه . و ايشان را رحمتى و شفقتى در دل نيست . هميشه مترصد فرصت و مرتكب كذب و حيله باشند و بر * عهد و پيمان نخواهد بود . اگر راست مىگوئيد اين جماعت حصارى و بلوچ كه با ما جمعيت كردهاند ، * متفرق كردن اينها صلاح نيست . شاه سلطان حسين دختر خود را با جهاز و تدارك به ما دهد و از قندهار و توابع او دست كشيده ، به ما واگذارد . بعد از آن امناى دولت در ميان افتاده ، حد و سه مملكت را تعيين كنند ، ما ترك نزاع و جدال نموده ، با دوست ايشان دوست ، و با دشمن ايشان دشمن باشيم . اگر صلح بجوئيد طريقهء صلح اين است . چون جواب به خان حويزه رسيد ، شاه و امرا و سپاه قرين بحر تفكر و اضطراب شدند * رجال دولت ( 91 ) و اعيان شاه گفتند ، جمله اينها ممكن مىشود و ليكن دختر دادن در ميان پادشاهان * شايع مىشود و ما را ذره اعتبار در ميان ملوك اطراف نخواهد بود و مردن از اين زندگانى بهتر است ما همگى غيرت مىكنيم و لشگر از اطراف به مدد ما مىآيد ، براى استحكام اطراف شهر خندقها مىكنيم و اهالى فرح آباد را به شهر مىآوريم و سپاه بسيار داريم و همت بر دفع دشمن مىنگاريم و مدتى خود را محافظت مىكنيم * ذخيرهء افاغنه تمام مىشود ، ناچار معاودت مىنمايند . در جواب افاغنه نوشتند كه مطالب شما همگى امكان دارد كه صورت پذيرد ، اما دختر دادن شيعه به سنى ممكن نيست . شاه به رعيت خود ، دختر دادن را صلاح نمىبيند . چون جواب يأس به افاغنه رسيد ، به غيرت آمده ، اتفاق كردند . چند روزى مكث نمودند و هر روز لشگر فرستادند و اطراف اصفهان را * غارت و تاراج مىنمودند . ( 92 ) بيان احوال فرح آباد قزلباشيه فرحآباد را تخليه نموده ، پنج قبضه توپ در آنجا نصب كردند و او